پژوهشكده تحقيقات اسلامى

62

عاشورا شناسى (فارسى)

خدا تو را از نمازگزاران حساب كند و ايستاد در همان جا نماز خواند . نگفت كه ما مىخواهيم جنگ بكنيم ، خير ، جنگ را براى نماز كردند . « 1 » ، « 2 » رضاى خدا را در نظر داشته باشيد و خودتان را بنده خدا بدانيد كه هرطور پيش بياورد آنطور را راضى هستيد ، همانظورى كه بندگان خالص خدا ، اولياى معظم خدا اينطور بودند هر چه براى سيدالشهداء ( به حسب روايت ) نزديك مىشد ظهر عاشورا و جوان‌هايش يكى يكى از بين مىرفتند صورتش افروخته‌تر مىشد براى اينكه مىديد روى مقصد دارد مىرود . « 3 » جوانان رزمنده و شجاع ارتش و سپاه و ساير قواى مسلح پيروان شهيد جاويدى هستند كه تاريخ مىگويد هر يك از جوانان و ياران او كه به شهادت مىرسيدند رخسار مباركش افروخته‌تر و آثار شجاعت تصميم در او بارزتر مىگرديد . « 4 » نتايج و آثار قيام ابا عبداللَّه ( ع ) اگر عاشورا و فداكارى خاندان پيامبر نبود ، بعثت و زحمات جانفرساى نبى اكرم را طاغوتيان آن زمان به نابودى كشانده بودند و ( اگر عاشورا نبود منطق جاهليت ابوسفيانيان كه مىخواستند قلم سرخ بر وحى و كتاب بكشند و يزيد يادگار عصر تاريك بت‌پرستى كه به گمان خود با كشتن و به شهادت كشيدن فرزندان وحى اميد داشت اساس اسلام را بر چيند و با صراحت و اعلام « لا خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْىٌ نَزَلَ » . بنياد حكومت الهى را بَر كَند ، نمىدانستيم به سر

--> ( 1 ) . ابو ثمامه صائدى چون ديد اصحاب امام حسين ( ع ) يكى پس از ديگرى به شهادت مىرسند به ايشان گفت : اى ابا عبداللَّه ، جانم فدايت ، مىبينم كه اينان به شما نزديك شده‌اند و به خداوند سوگند نه ، كشته نخواهى شد مگر آنكه پيش از تو كشته شوم ( ان‌شاءاللَّه ) . و دوست دارم در حالى پروردگارم را ببينم كه اين نمازى را كه هنگامش رسيده است خوانده باشم . راوى مىگويد : پس حسين ( ع ) سر بلند نمود و فرمود : ذَكَرْتَ الصَّلاةَ جَعَلَكَ اللَّه مِنَ المُصَلّينَ الذّاكرين . نَعَمْ هذا اوّلُ وَقْتيها . ثُمّ قالَ : سَلُوهُمْ أنْ يَكُفّوا عَنّا حَتّى نُصَلّى . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 334 . ( نماز را به يادآوردى ؛ خداوند تو را از جمله نمازگزاران ذاكر قرار دهد . آرى اين اول وقت نماز است . سپس فرمود : از آن لشكريان بخواهيد دست نگه دارند تا نماز بخوانيم . ) ( 2 ) . 12 / 148 . ( 3 ) . 19 / 13 . ( 4 ) . 15 / 171 .